خدايا :ابراهيم را گفتی که عزيزترين فرزندش را قربانی کند و
او اسماعيل را مهيای قربانی شدن کرد.
هنگامی که پدر کارد را به گلوی فرزندش نزديک کرد
ندا آمد دست نگه دار
ابراهيم آزمايش خود را داد
ولی اسماعيل هنوز به آن درجه از تکامل نرسيده بود
که قربانی شود و
استحقاق قربانی شدن بيابد.
زمان زيادی گذشت
تا قربانی کاملی که عزيزترين فرزندان آدم بود
به درجه ی ارزش قربانی شدن رسيد
ودر همان راه خدا قربانی شد و
او
حسين(ع)
بود.
(دکتر چمران)
برای ديدن موضوع مورد نظر به
آرشيو موضوعی وبلاگ ![]()
مراجعه کنيد.
نحوه ی خواندن اعداد بزرگ و کوچک
او بايد بداند که همه مردم عادل و همه آنها صادق نيستند. امّا به فرزندم بياموزيد که به ازاي هر شيّاد، انسانهاي صديق هم وجود دارند. به او بگوئيد در ازاي هر سياستمدار خودخواه، رهبر باهمتي هم وجود دارد. به او بياموزيد که در ازاي هر دشمن، دوستي هم هست. ميدانم که وقت ميگيرد؛ امّا به او بياموزيد که اگر با کار و زحمت خويش يک دلار کاسبي کند، بهتر از آن است که جايي روي زمين پنج دلار پيدا کند. به او بياموزيد که از باختن پند بگيرد و از پيروز شدن لذّت ببرد. او را از حسادت بر حذر داريد. به او نقش و تأثير مهم خنديدن را يادآور شويد. اگر ميتوانيد به او نقش مهم کتاب را در زندگي آموزش دهيد. به او بگوييد تعمّق کند، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان، به گلهاي درون باغچه، به زنبورها که در هوا پرواز ميکنند، دقيق شود. به فرزندم بياموزيد که در مدرسه بهتر اين است که مردود شود، امّا با تقلّب به قبولي نرسد. به او ياد بدهيد با ملايمها، ملايم رفتار کند و در مقابل زورگويان تسليم نشود. به عقايدش ايمان داشته باشد، حتي اگر همه خلاف او حرف بزنند، به او ياد بدهيد که همه حرفها را بشنود و سخني را که به نظرش درست ميرسد، انتخاب کند. ارزشهاي زندگي را به فرزندم آموزش دهيد. به او ياد بدهيد که در اوج اندوه تبسّم کند. به او بياموزيد که در اشک ريختن خجالتي وجود ندارد. به او بياموزيد که ميتواند براي فکر و شعورش مبلغي تعيين کند؛ امّا قيمتگذاري براي دل بيمعناست. به او بگوييد تسليم هياهو نشود و اگر خود را بر حق ميداند، پاي سخنش بايستد و با تمام قوا مبارزه کند. در کار تدريس به فرزندم ملايمت به خرج دهيد. امّا از او يک نازپرورده نسازيد. بگذاريد او شجاع باشد. به او بياموزید که به مردم اعتقاد داشته باشد...!




